
تاسیس چاپخانه مرکزی مطبوعات در مازندران ضروری است.
سخن نخست
از مطبوعات همواره به عنوان رکن چهارم دموکراسی یاد می شود. ولی هیچگاه به اندازه سایر قوای سه گانه مجریه, مقننه و قضائیه کشور مورد توجه قرار نگرفته است. در حالی که شما در تعطیلات طولانی نوروزی که مطبوعات منتشر نمی شود شاهد یک خلاء بزرگ فرهنگی در عرصه اطلاع رسانی در سطح کشور هستید.
اهمیت مطبوعات در اطلاع رسانی همچون تنفس برای انسان اهمیت دارد. یعنی به واقع می توان گفت اگر در یک کشور سران قوای سه گانه بخواهند تصمیمات مهمی برای کشور اتخاذ کنند. اگر اطلاع رسانی از این نشست مهم صورت نگیرد به مثانه برگزار نشدن و عدم تصمیم گیری آن تلقی خواهد شد. و اگر این اطلاع رسانی حتی به صورت خلاصه و ناقص هم صورت گیرد همه از اثرهای وجودی آن مطلع خواهند شد. واگر مسابقه ای در رده جهانی در ورزشگاهی برگزار شود و جریان آن مسابقه, یانتیجه آن دیدار به اطلاع مردم نرسد. پنداری مسابقه ای صورت نگرفته است.
حقوق حرفه روزنامه نگاران یکی از شاخه های حقوق ارتباطات محسوب می شود که در آن مسایل مختلف مقررات حقوقی مربوط به تاسیس و اداره رسانه های همگانی مختلف بررسی می شود. ایجاد حقوق مطبوعات همراه با پیدایش روزنامه نگاری حرفه ای پدید آمد و روبه پیشرفت گذاشته است. به خاطر اهمیت و حساسیت کار روزنامه نگاری, این حرفه جزو مشاغل سخت به حساب می آید. و روزنامه نگاران زودتر از سایر کارکنان دولت بازنشسته می شوند و سنوات خدمتی آنان نیز 5/1سال به ازای یکسال دیگر کارمندان محسوب می شود.
متاسفانه به رغم اهمیت حرفه روزنامه نگاری و مطبوعات, مسئولان با آن برخورد مطلوبی نداشته اند. و اگر توجه ویژه ای صورت گرفته است مقطعی بود نه دائمی و اصولی و این شیوه در کشورهای در حال توسعه اعمال می شود.
در کشورمان ایران, و استان مازندران این مشکل وجود دارد و این مشکل در شهرستانها حتی به صورت معضل درآمده است. به عنوان مثال اگر تا کنون هیچ تشکلی در استان پای نگرفته است تامشکل این صنف زحمتکش را که ثمرات تلاشهای آن به خود مسئولان می رسد در راه حل آن بکوشند.
در حالی که مطبوعات و روزنامه نگاران نقش اساسی در حل مشکلات مردم و جامعه دارند. خود صاحبان امتیاز و عوامل اجرایی نشریات و خبرنگاران از مشکلات عدیده ای رنج می برند که نیاز به گفتن و نوشتن نیست. به مصداق همان گریه فردی بود که نان داشت ولی به مرد فقیری که نیاز به نان داشت نمی داد ولی برای او گریه سر می داد.
پس از گذشت سی و یکسال از پیروزی انقلاب اسلامی ایران, در استان مازندران وضعیت مطبوعات چندان مطلوب نیست. رقابت های ناسالم, چشم تنگی ها, تنگ نظریهای کوته اندیشان, علاوه بر معضلات مادی و نبود حمایت های مناسب, عرصه را برنشریات محلی به واقع تنگ کرده است.
ارشاد اسلامی با دادن مجوز به کانونهای تبلیغاتی از یکطرف و نیز مجوز به نشریات سراسری با امکانات وسیعی که در اختیار دارند برای انتشار ویژه نامه های استانی فرصت خودنمایی را از نشریات محلی گرفته است. یعنی کانون های تبلیغاتی با انتشار ارزان قیمت آگهی های تبلیغاتی و نشریات سراسری با انتشار آگهی ها و گزارشهای ویژه با تیراژ بیشتر از نشریات محلی, جایی برای مطبوعات محلی باقی نگذاشته اند.
هنوز هم حتی یک چاپخانه تخصصی در استان مازندران که ویژه انتشار نشریات محلی باشد نداریم یعنی مطبوعات محلی در چاپخانه های عمومی استان چاپ و انتشار می یابند که برخی اوقات بخاطر فرصت های چاپ تجاری متفرقه, با تاخیر نشریات را چاپ می کنند. در حالی که وجود یک چاپخانه مرکزی ویژه مطبوعات در استان که بتواند از حمایت های اداره کل ارشاد برخوردار باشد و کارهای چاپ نشریات را انجام دهد بسیار مقرون به صرفه خواهد بود, هم از نظر زمان و هم هزینه های جاری. ولی تا کنون کسی به این موضوع توجهی نداشته و ندارد. و هر مدیرکلی هم که وارد این عرصه شد نتوانست قدمی در کاهش این معضلات بردارد.
مگر صاحبان نشریات چه گناهی کرده اند که به کارهای فرهنگی روی آورده اند؟
خانه مطبوعات استان نیز که هر چند سال یکبار اعضای جدیدی به خود می بیند, نیز نتوانسته است تا کنون قدم اساسی در این زمینه بردارد. هرچند اعضای جدید آن قصد پی گیری احداث مکانی برای خانه مطبوعات استان هستند. ولی این اقدام نمی تواند ضروری و مشکل اساسی مطبوعات باشد. چون هر وقت خبرنگاران اراده کنند می توانند دور هم جمع شوند و از سالن ارشاد استان برای نظرخواهی و تشریک مساعی استفاده کنند و از نظر مکانی نیز استانداری می تواند با همکاری ادارات کل مکانی را شناسایی و در اختیار خانه مطبوعات قرار دهد.
اما خانه مطبوعات می تواند بجای احداث مکان, فکری به حال تاسیس چاپخانه مرکزی مطبوعات استان با سرمایه مشارکتی دولت و صاحبان امتیاز نشریات استان نمایند. تا یکی از عمده ترین معضلات مطبوعات استان که صرف هزینه زیادی برای چاپ نشریات توسط صاحبان امتیاز و مدیران مسئول می باشد از بین برود. تا مسئولان مطبوعات فرصت بیشتری برای ارتقا فرهنگی نشریه خود داشته باشند.
در سطح استان مازندران حدود یکصد نشریه و فصل نامه دارای امتیاز هستند که می توان آنها را در تاسیس چاپخانه مشارکت داد.
اما در شهرستان بابل نیز چند نشریه در حال انتشار و فعالیت هستند و به غیر از جلساتی که در اداره کل ارشاد اسلامی استان تشکیل می شود و مسایل و مشکلات خود بیان می کنند در شهرستان بابل متاسفانه مسئولان با صاحبان امتیاز و مدیران مسئول این نشریات غالباً بیگانه اند و هیچ شناختی از وضعیت کاری و مشکلات آنان ندارند.
هر بار اگر جلسه ای برقرار باشد تعدادی خبرنگار تازه کار که بیشتر برای دریافت آگهی و کادویی و اتلاف وقت, در آن دعوت می شوند و با انتشار خبرهایی از آن اداره یا سازمان مشکل مسئولان را حل می کنند. در حالی که مسئولان شهرستان بابل به ویژه فرمانداری, شهرداری, شورای اسلامی شهر و ارشاد اسلامی با همکاری مدیران بانکها و قرض الحسنه های محلی می توانند با دعوت از مدیران نشریات, خواسته های معقول آنان را دریافت کنند و مشکلات اساسی مطبوعات شهرستان را به صورت ریشه ای حل و فصل نمایند و خود نیز از امکانات نشریاتی قوی و صاحب نظر برای بیشبرد اهداف رشد و توسعه و عمران و آبادانی و تعالی منطقه برخوردار شوند. نفوذ نشریات صاحب قدرت, پشتوانه محکمی و مرصوصی برای مسئولان خواهد بود.